میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است

میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است



  نمازش قضا  نمی شود




  زیارت عاشورا می خواند.



  مسجد میرود




  پسر با خداییست




  لحظه ای دلم گرفت




  در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم




  نمازم قضا  میشود 



 ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد




  دستهای پینه بسته پدرم را دستهای خدا میبینم




  زیارت عاشورا نمیخوانم ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا برپا میکند




  ولی هر روز از آن دخترک فال فروش ...



 فالی را میخرم که هیچوقت نمیخوانم




  مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایم است 



 که با دیدن من کلی دلش شاد میشود




  خدای من نگاه مهربان دوستی است که در غمها تنهایم نمیگذارد




  برای من تولد هر نوزادی تولد خداست




  هر بوسه عاشقانه ای تجلی او




  ای  دوست  , خدای من و خدای پسر همسایه یکیست




  فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم




  خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها ...

روزی کسی را پیدا خواهید کرد....

45dnbtcvo2c6m3piq0n.jpg

http://s2.picofile.com/file/7623447846/t657667_e1346326756144.jpg

http://www.jokfun.com/upload/images/55647611508370741834.jpg

روزی کسی را پیدا خواهید کرد....

تاثیر نحوه لباس پوشیدن شما بر دیگران


می گویند ظاهر آدم و طرز لباس پوشیدن او می تواند جلوه ایی از شخصیت آدم ها باشد.........
چشم‌ها به او که می‌رسند، خیره می‌مانند: کت و شلوار پوشیده، دستمالگردن سرمه‌ای به گردنش بسته، دکمه‌های سرآستین را بسته و کفش‌های نوک تیزش را تا جایی که توانسته واکسن زده و برق انداخته! صدای پچ‌پچی به گوش می‌رسد و قهرمان داستان ما هر لحظه معذب‌تر می‌شود. گروه به راه می‌افتند و قهرمان، پشیمان از انتخاب این لباس پلوخوری، از کوه بالا می‌رود! شما هم این وضعیت را پیدا می‌کنید اگر تشخیص ندهید چه لباسی را کجا باید بپوشید.بنابراین این روزها که زیاد به مهمانی و سفر می‌روید، حواستان باشد:
به خودتان بگویید جایی می‌روید که آدم‌های زیادی هستند و همه هم بالاخره چیزی خواهند پوشید. شما هر قدر هم که تلاش کنید، مورد پسند همه سلیقه‌ها قرار نمیگیرید. پس اضطرابِ «چه بپوشم» را قبل از مهمانی کم کنید و با آرامش، لباسی را انتخاب کنید که با آن راحت هستید.

ادامه نوشته

هنر زن یا مرد بودن


-مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

-اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

-هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.

-یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

-هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

-از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

-در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

-وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"

-هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

-هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

-وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

-راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

-هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

-شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

-سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "   

-هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

-چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

-هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

-در حمام آواز بخوان.

-در روز تولدت درختی بکار.

-طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

-بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

-فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.

-ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

-هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

-فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

-از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

-فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند

خدایا.......

خدایا.....

 همه از تو میخواهند بدهی

 من   از     تو

 میخواهم بگیری

غم........

خستگی........

 دل تنگی.....

 را از زندگی کسانیکه دوستشان داری...

تصویر ماه

تصویر ماه

هرگز نمی توان با انداختن سنگهای پی در پی تصویر ماه را از

 حافظه ی آب پاک کرد پس هیچگاه فکر نکن از یادم رفتی...!!

 



اخ خدا جون

خدایم خداییست

که اگر سرش فریاد بزنم

بجای اینکه با مشت به دهانم بزند

با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و میگوید:

می دانم جز من کسی نداری



به سلامتی

به سلامتی اونایی که هزارتا خاطــــــــــــ ­ــــرخواه دارن...!!

ولی دلشون گیرِ یه بــــــــــــــ ­ــــــــــی معرفته...!!


 


سختترین لحظه

سختترین لحظه!
وقتی خداحافظی میکنیم،،،

چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد،،،

کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن ...


تاحالا شده دلت الکی بگیره

هی فکر کنی و فکر کنی آخرش هم به هیچ جوابی نرسی؟


تاحالا شده یکی بهت بگه چقدر خوشبختی و تو فقط یه لبخند

 تحویلش بدی.بعد آروم بگی تو از دلم


چی میدونی.تاحالا شده گریه کنی و وقتی ازت میپرسن چی شده

 خودت هم ندونی چرا گریه میکنی؟

تاحالا شده عشقت از کنارت بره و وقتی که رقیبت تنهاش گذوشت

 دوباره برگرده پیش تو.وتوام سعی


کنی آرومش کنی و همه بهت بگن ولش کن ولی تو نمیتونی اونو به

 همون حال بذاری چون یه روزی


دوسش  داشتی!!!!تموم این حس هارو دونه به دونه تجربه کردم و

 یه بارم خم به ابرو نیاوردم ولی

نمیدونم این امتحان خدا تا کی تموم میشه!!!!!



من و تو !!!

باور كن

"عين" ، " شين" ، " قاف"

جدا از هم كه باشند

هيچ خاصيتي ندارند!

اما در كنار هم، معجزه مي آفرينند.

درست مثل من و تو !!!



همیشه

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود " هست.
 
 یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " هست.
 
 قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " هست.
 
 مقداری خرد پشت " چه بدونم" هست.
 
و اندکی درد پشت" اشکالی نداره" هست.


چه دله بزرگی داشتم خودم خبر نداشتم

خدایا خیلی ها دلمو شکستن
دیگه تحمل ندارم
شب بیا باهم بریم سراغشون

من نشونت میدم تو ببخششون



بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد. . .!

بــه هـــرکــس مـــی گـــویـــم "تــــــــو"

بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد. . .!

امـــا نـــمـــی دانــــــد کــــــه 

هــیـــچ کــس بـــرای مـن 

"تـــــــو" 

نـــمــی شـــود. . . . !

 


تو.....



خیلی سخته

خیلی سخته به خاطرکسی که دوسش داری

همه رواز توزندگیت خط بزنی بعدبفهمی خودت توی

لیستی بودی که اون بخاطریکی دیگه خطتت زده...



درد کمی نیست ؟؟؟

چرا همه میگویند : چون میگذرد غمی نیست ؟


چرا هیچکس نمیگوید : تا بگذرد درد کمی نیست ؟؟؟




سرنوشت انسان

خدا خر را آفرید و به او گفت:

تو بار خواهی برد،

از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود

تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.

و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود.

و تو علف خواهی خورد

و از عقل بی بهره خواهی بود

و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم،

اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است.

پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم

و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد

خدا سگ را آفرید و به او گفت:

تو نگهبان خانه انسان خواهی بود

و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد.

تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد

و سی سال زندگی خواهی کرد.

تو یک سگ خواهی بود.

سگ به خداوند پاسخ داد:

خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است.

کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم

و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

 

خدا میمون را آفرید و به او گفت:

و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید

و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد

و بیست سال عمر خواهی کرد.

و یک میمون خواهی بود.

میمون به خداوند پاسخ داد:

بیست سال عمری طولانی است،

من می خواهم ده سال عمر کنم.

و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

 

و سرانجام خداوند انسان را آفرید

و به او گفت: تو انسان هستی.

تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین.

تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی

و سروری همه موجودات را برعهده بگیری

و بر تمام جهان تسلط داشته باشی.

و تو بیست سال عمر خواهی کرد.

 

انسان گفت:سرورم!

گرچه من دوست دارم انسان باشم،

اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است.

آن سی سالی که خر نخواست ،

آن پانزده سالی که سگ نخواست

و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند،

به من بده.

 

و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...

و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!!

و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد

و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!

و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!

تفاوت بین آسان و مشکل ( جالب و خواندنی)

خوابیدن در هر شب آسان است ولی مبارزه با آن مشکل است.

نشان دادن یپروزی آسان است ولی قبول کردن شکست مشکل است.

حظ کردن از یک ماه کامل آسان است ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است.

زمین خوردن با یک سنگ آسان است ولی بلند شدن مشکل است.

لذت بردن از زندگی آسان است ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است.

قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است ولی وفای به عهد مشکل است.

گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است.

انتقاد از دیگران آسان است ولی خودسازی مشکل است.

ایراد گیری از دیگران آسان است عبرت گرفتن از آنها مشکل است.

گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است.

فکر کردن برای پیشرفت آسان است متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است.

فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است.

دریافت کردن آسان است اهدا کردن مشکل است.

حفظ دوستی با کلمات آسان است حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است.

اربعین، چرا فقط امام حسین(ع)؟

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

 

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:

1) فداكاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

2) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏كنیم و مراسم متعددی برپا می‏كنیم.

3) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

4) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شكنجه می‏كردند و می‏كشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏كردند كه یكی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.

5) یكی از نشانه‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیه‏السلام روایت شده است كه علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن۱ و یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند.

۱شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۴۵.

 منبع: http://www.ghadir.ca


اربعین، چرا فقط امام حسین(ع)؟

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

 

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:

1) فداكاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

2) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏كنیم و مراسم متعددی برپا می‏كنیم.

3) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

4) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شكنجه می‏كردند و می‏كشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏كردند كه یكی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.

5) یكی از نشانه‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیه‏السلام روایت شده است كه علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن۱ و یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند.

۱شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۴۵.

 منبع: http://www.ghadir.ca


10 عمل مبتذل که هر روز می بینیم!

کی از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در میهمانی ها حاظر میشوند عملاً حرفی جز غیبت کردن درمورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد بپردازند.


1- غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگران

یکی از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در میهمانی ها حاظر میشوند عملاً حرفی جز غیبت کردن درمورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد بپردازند.


2- عدم رعایت حق عابرین پیاده

در اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ کردن مسائل ایمنی و حق تقدم با بی رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود ادامه میدهند.

3- حفظ نشانه های نو بودن کالا

همسایه تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی موبایل جدیدش را جدا نکرده!


4- تنبلی و از زیر کار در رفتن

متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی دقیقه میباشد که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین آمدن کارایی و بهره وری و در کل کاهش پیشرفت ملی خواهد شد. در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیتهایش شانه خالی کند و کم کاری را استراتژی اصلیش بداند و در عین حال حقوق و مزایایش را بصورت تمام و کمال دریافت نماید. کارمندان هیچ تلاشی در راستای بالابردن کیفیت و راندمان شرکت انجام نداده و در عین حال انتظار بالا رفتن درآمد خود را دارند. به ارباب رجوع کمتر احترام گذارده میشود و طلب کارانه با وی برخورد میشود.

5- تجمل گرایی و مصرفی شدن

امروزه شاهد آن هستیم که جامعه با سرعتی باور نکردنی به سوی مصرفی شدن در حال حرکت است. افراد بجای سرمایه گذاری پول خود در مکان مناسب و برای تولید بیشتر و اشتغال زایی ملی، ترجیح میدهند با خرید اتومبیلهای گران و کالاهای لوکس مصرفی ظاهری معقول کسب نموده و اعتبار خود را در بین اطرافیانشان بالا ببرند. چشم و هم چشمی های فراوان، گرفتار وامها و قرضهای سنگین شدن و استرس از جمله پیامدهای این مسئله است. اکثر مردم خوشبختی را در تجملات و برتری مالی می دانند و بین نیازها و خواسته هایشان تمایزی قائل نمی شوند. مسابقات و رالی خرید امری ناپسند ولی متداول در جامعه ایرانی است.

6- فقدان فرهنگ تشکر و احترام

از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم. بجای آن فضای زیرآب زنی، استفاده از الفاظ ناشایست، بی حرمتی به افراد مسن، به سخره گرفتن افراد، بالا بردن تن صدا،... امری متداول شده است. مردم باید بیاموزند احترام به دیگران، احترام به هویت ملی یک کشور محسوب میشود. اگر افراد یک مملکت به یکدیگر احترام نگذارند چگونه میتوانند انتظار کسب احترام از ملتهای دیگر را داشته باشند؟!

7- عدم رعایت نظافت شخصی و شهری

احتیاج به توضیح ندارد که متاسفانه نظافت شخصی و اجتماعی از طرف برخی افراد جامعه رعایت نمیگردد. از طرز لباس پوشیدن تا بوی بدن و دهان و آرایش موها گرفته تا ریختن زباله در محیطهای شهری و تفریحی.

8- درگیری در صف و نوبت

صف ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. حفظ نظم و ترتیب در صف نشان دهنده بالا بودن رتبه اجتماعی و فرهنگ کسانی است که در صف حضور دارند. متاسفانه شاهد آن هستیم که در برخی امور مذهبی و خیریه مانند سرو غذای نذری نیز چنین بی نظمی ها و زد و خوردهایی بوجود می آیند. احتمالاً باید برخورد کرده باشید در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با چه سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند!

9- پرورش اندام برای رعب و ترس

شاید دیده باشید پسرانی که با اندامهای پرورش یافته و عضلانی درحالی که بازو و سینه های خود را در معرض نمایش گذاشته اند با چهره ای مهاجم و آماده درگیری در همه جا پرسه می زنند! آنها با نگاه خود اطرافیانشان را به مبارزه می طلبند! چه نکوهیده است زمانی که برخی افراد انگیزه های اصلی ورزش و تناسب را فراموش کرده و صرفاً برای عرض اندام، قلدری و جلب توجه در سطح جامعه اقدام به حجیم کردن عضلات خود می کنند.

10- اسراف، اسراف، اسراف!

اسراف یعنی زیاده روی در مصرف، بیهوده مصرف کردن، بیش از نیاز مصرف کردن، مصرف کنترل نشده، دور ریختن چیزی که میتوان از آن استفاده کرد. کافیست با محاسباتی ابتدایی متوجه شوید که میزان اسرافی که در کشور به عناوین مختلف همه روز در حال انجام است اگر جلوگیری می شد، چه میزان در صرفه جویی خانوادگی و ملی اثر می گذاشت و مشکلات چه تعداد از مردم حل می شد.


فرا رسیدن اربعین شهادت سید و سالار شهیدان، سرور آزاگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش، به تمامی دوستان اهل دل و ارجمند در دانشگاه فردوسي  تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدواريم كه سوگواری های یكایك شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد
.

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.

عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.

عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم‏ستیزی باشد.

عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست.

عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن.

آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست. هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانه‏ای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است.

اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه‏های زمین، هرگز نمی‏تواند نوشته‏های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد.

اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانه‏ای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه‏های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است.ر

اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‏های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است.

اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‏های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.